تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٥٩ - نقطههاى تاريك اين استدلال
٢-" هنگام فكر كردن تغييرات مادى در سطح مغز بيشتر مىشود، مغز بيشتر غذا مىگيرد، و بيشتر مواد فسفرى پس ميدهد موقع خواب كه مغز كار تفكر را انجام نمىدهد كمتر غذا ميگيرد اين خود دليل بر مادى بودن آثار فكرى است" [١] ٣- مشاهدات نشان مىدهد كه وزن مغز متفكران عموما بيش از حد متوسط است (حد متوسط مغز مردان در حدود ١٤٠٠ گرم و حد متوسط مغز زنان مقدارى از آن كمتر است) اين نشانه ديگرى بر مادى بودن روح است.
٤- اگر نيروى تفكر و تظاهرات روحى دليل بر وجود روح مستقل باشد بايد اين معنى را در حيوانات نيز بپذيريم، زيرا آنها هم در حد خود ادراكاتى دارند خلاصه آنها مىگويند ما احساس مىكنيم كه روح ما موجود مستقلى نيست و پيشرفتهاى معلوم مربوط به انسانشناسى نيز اين واقعيت را تاييد مىكند.
از مجموع اين استدلالات چنين نتيجه مىگيرند كه پيشرفت و توسعه فيزيولوژى انسانى و حيوانى روز به روز اين حقيقت را واضحتر مىسازد كه ميان پديدههاى روحى و سلولهاى مغزى رابطه نزديكى وجود دارد.
نقطههاى تاريك اين استدلال
اشتباه بزرگى كه دامنگير ماديها در اينگونه استدلالات شده اين است كه" ابزار كار" را با" فاعل كار" اشتباه كردهاند.
براى اينكه بدانيم چگونه آنها ابزار را با كننده كار اشتباه كردهاند، اجازه دهيد يك مثال بياوريم (دقت كنيد).
از زمان" گاليله" باين طرف تحولى در مطالعه وضع آسمانها پيدا شد" گاليله" ايتاليايى به كمك يك عينكساز موفق به ساختن دوربين كوچولويى شد ولى البته گاليله بسيار خوشحال بود و شب هنگام كه به كمك آن به مطالعه
[١] بشر از نظر مادى- دكتر ارانى صفحه ٢.