تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٤٢ - و- جهان طبيعت به ما درس مىدهد
بود، آن روز كه به صورت نوزادى ضعيف و غير قادر بر حركت از مادر متولد گشت، همانگونه كه قرآن در آيات فوق براى شكستن غرور آن ثروتمند بى ايمان او را به گذشتهاش بازمىگرداند، و از زبان آن مرد با ايمان مىگويد" أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ سَوَّاكَ رَجُلًا".
و- جهان طبيعت به ما درس مىدهد-
جالب اينكه در آيات فوق هنگامى كه توصيف آن باغهاى پربركت را مىخوانيم مىگويد:" وَ لَمْ تَظْلِمْ مِنْهُ شَيْئاً" آن باغها هيچگونه ستمى در تقديم ثمرات خود به جهان انسانيت نداشتند" ولى در باره صاحب آن باغ مىگويد:" وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ".
يعنى اى انسان نگاهى به جهان آفرينش كن ببين اين درختان پرثمر و زراعتهاى پربركت، چگونه هر چه دارند در طبق اخلاص گذارده، و به تو تقديم مىدارند نه از انحصارطلبى آنها خبرى است، و نه از بخل و حسد اثرى، جهان آفرينش صحنه ايثار است و بذل و بخشش، زمين آنچه را در اختيار دارد به گياهان و حيوانات ايثارگرانه تقديم مىكند، و درختان و گياهان تمام مواهب خويش را در اختيار انسانها و جانداران ديگر مىگذارند، قرص خورشيد روز به روز لاغرتر مىشود و نور افشانى ميكند، ابرها مىبارند و نسيمها مىوزند و امواج حيات را در همه جا مىگسترانند، اين نظام آفرينش است.
ولى تو اى انسان چگونه مىخواهى گل سرسبد اين جهان باشى و روشنترين قوانين آن را زير پا بگذارى؟! وصله ناهمرنگ براى عالم خلقت شوى، همه مواهب را به خويش اختصاص دهى و حق ديگران را بربايى؟!