تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧ - ١- دو فساد بزرگ تاريخى بنى اسرائيل
سپس وعده دوم الهى فرا مىرسد:" هنگامى كه اين وعده دوم فرا مىرسد باز گروهى جنگجو و پيكارگر بر شما چيره مىشوند، آن چنان بلائى به سرتان مىآورند كه آثار غم و اندوه از صورتهاى شما مىبارد (فَإِذا جاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِيَسُوؤُا وُجُوهَكُمْ).
آنها حتى بزرگ معبدتان بيت المقدس را از دست شما مىگيرند" و در آن داخل مىشوند همانگونه كه بار اول داخل شدند" (وَ لِيَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ كَما دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ).
آنها به اين هم قناعت نمىكنند،" تمام بلاد و سرزمينهايى را كه اشغال كردهاند درهم مىكوبند و ويران مىكنند" (وَ لِيُتَبِّرُوا ما عَلَوْا تَتْبِيراً).
با اين حال باز درهاى توبه و بازگشت شما به سوى خدا بسته نيست باز هم" ممكن است خداوند به شما رحم كند" (عَسى رَبُّكُمْ أَنْ يَرْحَمَكُمْ).
" و اگر به سوى ما بازگرديد ما هم لطف و رحمت خود را به شما باز مىگردانيم، و اگر به فساد و برترىجويى گرائيد باز هم شما را به كيفر شديد گرفتار خواهيم ساخت" (وَ إِنْ عُدْتُمْ عُدْنا).
و تازه اين مجازات دنيا است" و ما جهنم را براى كافران زندان سختى قرار دادهايم" (وَ جَعَلْنا جَهَنَّمَ لِلْكافِرِينَ حَصِيراً) [١]
نكتهها:
١- دو فساد بزرگ تاريخى بنى اسرائيل
در آيات فوق، سخن از دو انحراف اجتماعى بنى اسرائيل كه منجر به فساد
[١]" حصير" از ماده" حصر" به معنى حبس است، و به هر نقطهاى كه راه خروج ندارد، حصير گفته مىشود، و اگر حصير معمولى را هم حصير مىگويند به خاطر آن است كه قسمتهاى مختلف آن به هم بافته و محصور شده است.