تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١١٩ - يك درس مهم براى برقرارى نظم اجتماعى
لا يجوز منطقك علمك:
" از حقيقت ايمان اين است كه گفتارت از علمت فزونتر نباشد و بيش از آنچه مىدانى نگويى" [١] ٤- در حديث ديگرى از امام موسى بن جعفر ع مىخوانيم كه از پدرانش چنين نقل مىكند
ليس لك ان تتكلم بما شئت، لان اللَّه عز و جل يقول وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ:
" تو نمىتوانى هر چه را مىخواهى بگويى، زيرا خداوند متعال مىگويد از آنچه علم ندارى پيروى نكن" [٢] ٥- در حديث ديگرى از پيامبر ص مىخوانيم كه فرمود:
اياكم و الظن فان الظن اكذب الكذب:
" از گمان بپرهيزيد كه گمان بدترين دروغ است" [٣] ٦- كسى خدمت امام صادق ع رسيد و عرض كرد من همسايگانى دارم كه كنيزان خوانندهاى دارند، مىخوانند و مىنوازند، و من گاهى كه براى قضاء حاجت (به دستشويى) مىروم نشستن خود را طولانىتر مىكنم، تا نغمههاى آنها را بشنوم در حالى كه براى چنين منظورى نرفتهام امام صادق ع فرمود:
مگر گفتار خداوند را نشنيدهاى كه مىفرمايد: إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا:" گوش و چشم و قلب همگى مسئولند" او عرض كرد گويا هرگز اين آيه را از هيچكس نه عرب و نه عجم نشنيده بودم و من اكنون اين كار را ترك مىگويم و بدرگاه خدا توبه ميكنم [٤] در بعضى از منابع حديث در ذيل اين روايت مىخوانيم كه امام به او دستور داد برخيز و غسل توبه كن و به مقدارى كه مىتوانى نماز بگذار چرا كه كار بسيار بدى انجام مىدادى كه اگر در آن حال ميمردى مسئوليت تو عظيم بود!
[١] وسائل الشيعه جلد ١٨ صفحه ١٦.
[٢] وسائل جلد ١٨ صفحه ١٧.
[٣] وسائل جلد ١٨ صفحه ٣٨.
[٤] نور الثقلين جلد ٣ صفحه ١٦٤.