تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٥ - ٥- نزديك شدن به ثروتمندان به خاطر ثروتشان
با روشن شدن اين مقدمه به سراغ پاسخ سؤال مىرويم: اگر خدا زندگى پر زرق و برق اين جهان را نكوهش كرده به خاطر آنست كه محدوديت اين جهان سبب مىشود فراهم كردن چنان زندگانى با انواع ظلم و ستم توأم باشد، و بهرهگيرى از آن با غفلت و بى خبرى.
تبعيضهايى كه از اين رهگذر پيدا مىشود مايه كينهها، حسادتها، عداوتها و سرانجام خونريزيها و جنگها است.
اما در آن جهان كه همه چيزش گسترده است نه تحصيل اين زينتها مشكل ايجاد مىكند، نه سبب تبعيض و محروميت كسى مىشود، نه كينه و نفرتى برمىانگيزد، و نه در آن محيط مملو از معنويت انسان را از خدا غافل مىسازد، نه نياز به زحمت حفظ و حراست دارد، و نه در رقبا ايجاد حسادت مىكند، نه مايه كبر و غرور است و نه موجب فاصله گرفتن از خلق خدا و خدا.
چرا بهشتيان از چنين مواهبى محروم باشند كه لذتى است جسمانى در كنار مواهب بزرگ معنوى بدون هيچ واكنش نامطلوب.
٥- نزديك شدن به ثروتمندان به خاطر ثروتشان-
نكته ديگرى كه آيات فوق به ما مىآموزد اين است كه ما نبايد از ارشاد و هدايت اين گروه و آن گروه به خاطر آنكه ثروتمندند. يا زندگى مرفهى دارند پرهيز كنيم، و به اصطلاح قلم سرخى دور آنها بكشيم، بلكه آنچه مذموم است آنست كه ما به خاطر بهرهگيرى از دنياى مادى آنها به سراغ آنها برويم و به گفته قرآن مصداق" تُرِيدُ زِينَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا" باشيم، اما اگر هدف هدايت و ارشاد آنها و حتى بهرهگيرى از امكاناتشان براى فعاليتهاى مثبت و ارزنده اجتماعى باشد تماس با آنها نه تنها مذموم نيست بلكه لازم و واجب است.