تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٦٢ - تفسير سرگذشت مشروح اصحاب كهف
به حاشيه نهرهاى بزرگ" شط" مىگويند به خاطر آنست كه از آب فاصله زياد دارد و ديوارهاى آن بلند است.
در واقع اين جوانمردان با ايمان براى اثبات توحيد و نفى (آلهه) به دليل روشنى دست زدند، و آن اينكه ما به وضوح مىبينيم كه اين آسمان و زمين پروردگارى دارد كه وجود نظام آفرينش دليل بر هستى او است، ما هم بخشى از اين مجموعه هستى مىباشيم، بنا بر اين پروردگار ما نيز همان پروردگار آسمانها و زمين است.
آخر مگر اعتقاد بدون دليل و برهان ممكن است؟" چرا آنها دليل آشكارى براى الوهيت آنها نمىآورند؟" (لَوْ لا يَأْتُونَ عَلَيْهِمْ بِسُلْطانٍ بَيِّنٍ).
آيا پندار و خيال، يا تقليد كوركورانه مىتواند دليلى بر چنين اعتقادى باشد؟ اين چه ظلم فاحش و انحراف بزرگى است.
" چه كسى ظالمتر است از آن كس كه به خدا دروغ ببندد" (فَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّهِ كَذِباً).
اين" افترا" هم ستمى است بر خويشتن، چرا كه انسان سرنوشت خود را به دست عوامل بدبختى و سقوط سپرده، و هم ظلمى است بر جامعهاى كه اين نغمه در آن سر مىدهد و به انحراف مىكشاند، و هم ظلمى است به ساحت قدس پروردگار و اهانتى است به مقام بزرگ او.