تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٤٤ - تفسير بيخبران مغرور و موانع شناخت
را درك نكنند و در گوشهايشان ثقل و سنگينى" (وَ جَعَلْنا عَلى قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَنْ يَفْقَهُوهُ وَ فِي آذانِهِمْ وَقْراً).
و لذا" هنگامى كه پروردگارت را در قرآن به يگانگى ياد مىكنى آنها پشت مىكنند و رو بر مىگردانند" (وَ إِذا ذَكَرْتَ رَبَّكَ فِي الْقُرْآنِ وَحْدَهُ وَلَّوْا عَلى أَدْبارِهِمْ نُفُوراً).
راستى چه عجيب است فرار از حق، فرار از سعادت و نجات، و فرار از خوشبختى و پيروزى و فهم و شعور.
نظير همين معنى در سوره" مدثر" آيات ٥٠ و ٥١ آمده است: كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ:" گويى آنها خران رم كنندهاى هستند كه از شير ژيان مىگريزند"!
" و هنگامى كه آنها با هم نجوى مىكنند و سخنان در گوشى دارند" (وَ إِذْ هُمْ نَجْوى).
" هنگامى كه ظالمان به مؤمنان مىگويند شما تنها از كسى پيروى مىكنيد كه مسحور شده، ساحران در عقل و هوش او نفوذ كرده، و آن را مختل ساختهاند" (إِذْ يَقُولُ الظَّالِمُونَ إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا رَجُلًا مَسْحُوراً).
در حقيقت آنها به منظور درك حقيقت به سراغ تو نمىآيند و سخنانت را با گوش جان نمىشنوند، بلكه هدفشان آنست كه بيايند و اخلال كنند، وصله بچسبانند و مؤمنان را- اگر بتوانند- از راه بدر برند، اصولا كسى كه بر قلبش پوشش و در گوشش (در برابر شنيدن حق) سنگينى است، جز به چنين قصدهايى پاى