تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٨٣ - تفسير سرگذشت شگفتانگيز خضر و موسى
" سرانجام موسى و همسفرش از محل تلاقى دو دريا (مجمع البحرين) گذشتند، طول سفر و خستگى راه، گرسنگى را بر آنها چيره كرد، در اين هنگام موسى به خاطرش آمد كه غذايى به همراه آوردهاند، به يار همسفرش گفت: غذاى ما را بياور كه از اين سفر، سخت خسته شدهايم" (فَلَمَّا جاوَزا قالَ لِفَتاهُ آتِنا غَداءَنا لَقَدْ لَقِينا مِنْ سَفَرِنا هذا نَصَباً).
" غداء" به غذايى گفته مىشود كه در آغاز روز يا وسط روز مىخورند (صبحانه يا نهار) ولى از تعبيراتى كه در كتب لغت آمده است چنين استفاده مىشود كه در زمانهاى گذشته" غداء" را تنها به غذايى مىگفتند كه در آغاز روز مىخوردند (چرا كه از" غدوه" گرفته شده كه به معنى آغاز روز است) در حالى كه در عربى امروز" غداء" و" تغدى" به معنى نهار و نهار خوردن است.
به هر حال اين جمله نشان مىدهد كه موسى و يوشع راهى را پيمودند كه عنوان سفر بر آن اطلاق مىشد، ولى همين تعبيرات نشان مىدهد كه اين سفر چندان طولانى نبوده است.
[١] جمله" وَ ما أَنْسانِيهُ إِلَّا الشَّيْطانُ أَنْ أَذْكُرَهُ" جمله معترضهاى است كه در وسط كلام واقع شده، ولى از آنجا كه اين جمله در حقيقت علت نسيان و فراموشى را بيان مىكند در وسط كلام ذكر شده است و اين مخصوصا در باره كسانى كه مورد عتاب و خطاب از شخص بزرگترى واقع مىشوند معمول است كه علت اصلى را در لابلاى كلام به صورت معترضه ذكر مىكند تا كمتر مورد اعتراض قرار گيرند.