تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٨ - عاشقان حق!
پيامبر ص مىآمدند و پيامبر ص به فرمان الهى در برابر آنها اقدامهايى به عمل مىآورد مىباشد.
آيا ممكن است همه اينها روز اول نوشته شود؟
ثانيا- قرآن كتابى است كه تنها جنبه تعليمى ندارد، بلكه حتما مىبايست هر آيه آن پس از نزول اجرا گردد، اگر همه قرآن يك جا نازل مىشد بايد يك جا هم اجرا بشود، و مىدانيم كه يك جا اجرا شدن امرى محال بوده است، چرا كه اصلاح يك جامعه سر تا پا فاسد را در يك روز نمىتوان انجام داد، و كودك بيسوادى را نمىتوان يك روزه از كلاس اول به دوران دكترا كشاند، به همين دليل قرآن تدريجا نازل شد تا بخوبى اجرا گردد، و به اصطلاح كاملا جا بيفتد، دچار هيچگونه تزلزل نگردد و جامعه نيز قدرت جذب و پذيرش و حفظ آن را داشته باشد.
ثالثا- خود پيامبر كه رهبر اين انقلاب بزرگ بود بدون شك اگر مىخواست فكر خود را در اجراى كل قرآن پخش كند تا در اجراى جزء جزء، دومى براى او قدرت و آمادگى بيشترى ايجاد مىكرد، درست است كه او فرستاده خدا و صاحب عقل و توانايى بىنظيرى بود، ولى با همه اينها پذيرش تدريجى قرآن و اجراى تدريجى آن به صورت كاملترى انجام مىگرفت.
رابعا- نزول تدريجى مفهومش ارتباط دائمى پيامبر ص با مبدأ وحى بود ولى نزول دفعى ارتباط پيامبر ص را بيش از يك بار تضمين نمىكرد.
ذيل آيه ٣٢ سوره فرقان كه مىگويد كَذلِكَ لِنُثَبِّتَ بِهِ فُؤادَكَ وَ رَتَّلْناهُ تَرْتِيلًا" ما اينچنين قرآن را نازل كرديم تا قلب تو را تثبيت كنيم و آن را تدريجا و آرام بر تو خوانديم" اشاره به سومين فلسفه مىكند، در حالى كه آيه مورد بحث ما بيشتر به دومين فلسفه اشاره دارد: ولى به هر حال مجموعه اين عوامل دليل زنده و روشنى است بر نزول تدريجى قرآن و فلسفه آن.