تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٩٤ - تفسير معلم الهى و اين اعمال زننده؟!
باز آن عالم بزرگوار با همان خونسردى مخصوص به خود جمله سابق را تكرار كرد و گفت:" به تو گفتم تو هرگز توانايى ندارى با من صبر كنى" (قالَ أَ لَمْ أَقُلْ لَكَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً).
تنها تفاوتى كه با جمله گذشته دارد اضافه كردن كلمه" لك" است كه براى تاكيد بيشتر است، يعنى من اين سخن را به شخص تو گفتم.
اين بار نيز از من صرفنظر كن، و فراموشى مرا ناديده بگير، اما" اگر بعد از اين از تو تقاضاى توضيحى در كارهايت كردم (و بر تو ايراد گرفتم) ديگر با من مصاحبت نكن چرا كه تو از ناحيه من ديگر معذور خواهى بود" (قالَ إِنْ سَأَلْتُكَ عَنْ شَيْءٍ بَعْدَها فَلا تُصاحِبْنِي قَدْ بَلَغْتَ مِنْ لَدُنِّي عُذْراً).
اين جمله حكايت از نهايت انصاف و دورنگرى موسى مىكند، و نشان مىدهد كه او در برابر يك واقعيت، هر چند تلخ، تسليم بود، و يا به تعبير ديگر بعد از سه بار آزمايش براى او روشن مىشد كه ماموريت اين دو مرد بزرگ از هم جدا است، و به اصطلاح آبشان در يك جوى نمىرود!