تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠٤ - فلسفه تحريم زنا
٢- اين عمل ننگين سبب انواع برخوردها و كشمكشهاى فردى و اجتماعى در ميان هوسبازان است، داستانهايى را كه بعضى از چگونگى وضع داخل محلههاى بدنام و مراكز فساد نقل كرده و نوشتهاند به خوبى بيانگر اين واقعيت است كه در كنار انحرافات جنسى بدترين جنايات رخ مىدهد.
٣- تجربه نشان داده و علم ثابت كرده است كه اين عمل باعث اشاعه انواع بيماريها است و با تمام تشكيلاتى كه براى مبارزه با عواقب و آثار آن امروز فراهم كردهاند باز آمار نشان مىدهد كه تا چه اندازه افراد از اين راه سلامت خود را از دست داده و مىدهند.
٤- اين عمل غالبا سبب سقوط جنين و كشتن فرزندان و قطع نسل مىگردد، چرا كه چنين زنانى هرگز حاضر به نگهدارى اينگونه فرزندان نيستند، و اصولا وجود فرزند مانع بزرگى بر سر راه ادامه اعمال شوم آنان مىباشد، لذا هميشه سعى مىكنند آنها را از ميان ببرند.
و اين فرضيه كاملا موهوم كه مىتوان اينگونه فرزندان را در مؤسساتى زير نظر دولتها جمعآورى كرد شكستش در عمل روشن شده، و ثابت گرديده كه پرورش فرزندان بى پدر و مادر به اين صورت چقدر مشكلات دارد، و تازه محصول بسيار نامرغوبى است، فرزندانى سنگدل: جنايتكار بى شخصيت و فاقد همه چيز! ٥- نبايد فراموش كرد كه هدف از ازدواج تنها مساله اشباع غريزه جنسى نيست، بلكه اشتراك در تشكيل زندگى و انس روحى و آرامش فكرى، و تربيت فرزندان و همكارى در همه شئون حيات از آثار ازدواج است كه بدون اختصاص زن و مرد به يكديگر و تحريم زنان هيچيك از اينها امكان پذير نيست.
امام على بن ابى طالب ع در حديثى مىگويد: از پيامبر شنيدم چنين مىفرمود:
فى الزنا ست خصال: ثلث فى الدنيا و ثلث فى الآخرة:
فاما اللواتى فى الدنيا فيذهب بنور الوجه، و يقطع الرزق، و يسرع