تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٨ - تفسير ترسيمى از موضع مستكبران در برابر مستضعفان
گندم و حبوبات ديگر، مزرعهاى كامل و خودكفا.
از همه مهمتر آب كه مايه حيات همه چيز مخصوصا باغ و زراعت است، به حد كافى در دسترس آنها بود چرا كه" ميان اين دو باغ نهر بزرگى از زمين بيرون فرستاده بوديم" (وَ فَجَّرْنا خِلالَهُما نَهَراً).
ولى از آنجا كه دنيا به كام او مىگشت و انسان كمظرفيت و فاقد شخصيت هنگامى كه همه چيز بر وفق مراد او بشود غرور او را مىگيرد، و طغيان و سركشى آغاز مىكند كه نخستين مرحلهاش مرحله برترىجويى و استكبار بر ديگران است، صاحب اين دو باغ به دوستش رو كرد و در گفتگويى" با او چنين گفت: من از نظر ثروت از تو برترم، و آبرو و شخصيت و عزتم بيشتر و نفراتم فزونتر است" (فَقالَ لِصاحِبِهِ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَنَا أَكْثَرُ مِنْكَ مالًا وَ أَعَزُّ نَفَراً).
بنا بر اين هم نيروى انسانى فراوان در اختيار دارم، و هم مال و ثروت هنگفت، و هم نفوذ و موقعيت اجتماعى، تو در برابر من چه مىگويى؟ و چه حرف حساب دارى؟!