تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٦٩ - تفسير تسليم بهانهجويان نشو!
هم زنده بمانند باز عاقبتش فنا و سپس بازگشت به حساب و جزا است.
قرآن در پاسخ آنها مىگويد:" هيچ چيز مانع ما نبود كه اين گونه معجزات را بفرستيم جز اينكه پيشينيان آن را تكذيب كردند" (وَ ما مَنَعَنا أَنْ نُرْسِلَ بِالْآياتِ إِلَّا أَنْ كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ).
اشاره به اينكه: معجزاتى كه دليل صدق پيامبر است به قدر كافى فرستاده شده و اما معجزات اقتراحى و پيشنهادى شما، چيزى نيست كه با آن موافقت شود، چرا كه پس از مشاهده باز ايمان نخواهيد آورد، اگر بپرسند به چه دليل؟
در پاسخ گفته مىشود به دليل اينكه امتهاى گذشته كه آنها هم شرائطى كاملا مشابه شما داشتند نيز چنين پيشنهادهاى بهانهجويانهاى را كردند، بعدا هم ايمان نياوردند.
سپس قرآن روى يك نمونه روشن از اين مساله انگشت گذارده مىگويد"" ما به قوم ثمود ناقه داديم كه روشنگر بود" (وَ آتَيْنا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَةً).
همان شترى كه به فرمان خدا از كوه سر برآورد، چرا كه تقاضاى چنين معجزهاى را كرده بودند، معجزهاى روشن و روشنگر!" ولى با اين حال آنها ايمان نياوردند" و به آن ناقه ستم كردند" و او را به قتل رساندند" (فَظَلَمُوا بِها).
اصولا برنامه ما اين نيست كه هر كسى معجزهاى پيشنهاد كند پيامبر تسليم او گردد" ما آيات و معجزات را جز براى تخويف مردم و اتمام حجت نمىفرستيم" (وَ ما نُرْسِلُ بِالْآياتِ إِلَّا تَخْوِيفاً).