تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٢٩ - تفسير ترسيمى از موضع مستكبران در برابر مستضعفان
در حالى كه در واقع به خودش ستم مىكرد در باغش گام نهاد، (نگاهى به درختان سرسبز كه شاخههايش از سنگينى ميوه خم شده بود، و خوشههاى پردانهاى كه به هر طرف مايل گشته بود انداخت، و به زمزمه نهرى كه مىغريد و پيش مىرفت و درختان را مشروب مىكرد گوش فرا داد، و از روى غفلت و بى خبرى) گفت:
من باور نمىكنم هرگز فنا و نيستى دامن باغ مرا بگيرد" (وَ دَخَلَ جَنَّتَهُ وَ هُوَ ظالِمٌ لِنَفْسِهِ قالَ ما أَظُنُّ أَنْ تَبِيدَ هذِهِ أَبَداً).
اينها سخنانى است كه گروهى براى دلخوش كردن خود به هم بافتهاند.
سپس اضافه كرد گيرم كه قيامتى در كار باشد، من با اينهمه شخصيت و مقام"" اگر به سراغ پروردگارم بروم مسلما جايگاهى بهتر از اين خواهم يافت" (وَ لَئِنْ رُدِدْتُ إِلى رَبِّي لَأَجِدَنَّ خَيْراً مِنْها مُنْقَلَباً).
او در اين خيالات خام غوطهور بود و هر زمان سخنان نامربوط تازهاى بر نامربوطهاى گذشته مىافزود كه رفيق با ايمانش به سخن درآمد و گفتنيها را كه در آيات بعد مىخوانيم گفت.