تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٧٤ - ١- پاكترين طعام
جمعى گفتهاند گوينده اين سخن بزرگترين آنها كه" تمليخا" نام داشت بوده است، و تعبير به صيغه جمع" قالوا" (گفتند) در اينگونه موارد معمول است.
و شايد اين سخن به خاطر آن بود كه از وضع قيافه و موها و ناخنها و همچنين طرز لباسهايشان در شك فرو رفتند كه نكند اين يك خواب غير عادى باشد.
ولى به هر حال سخت احساس گرسنگى و نياز به غذا مىكردند چون ذخيرههاى بدن آنها تمام شده بود، لذا نخستين پيشنهادشان اين بود:" سكه نقرهاى را كه با خود داريد به دست يكى از نفرات خود بدهيد و او را به شهر بفرستيد، تا برود و ببيند كدامين فروشنده غذاى پاكترى دارد، به مقدار روزى و نياز از آن براى شما بياورد" (فَابْعَثُوا أَحَدَكُمْ بِوَرِقِكُمْ هذِهِ إِلَى الْمَدِينَةِ فَلْيَنْظُرْ أَيُّها أَزْكى طَعاماً فَلْيَأْتِكُمْ بِرِزْقٍ مِنْهُ).
" اما بايد نهايت دقت را به خرج دهد، و هيچكس را از وضع شما آگاه نسازد" (وَ لْيَتَلَطَّفْ وَ لا يُشْعِرَنَّ بِكُمْ أَحَداً).
" و در آن صورت هرگز روى نجات و رستگارى را نخواهيد ديد" (وَ لَنْ تُفْلِحُوا إِذاً أَبَداً).
نكتهها:
١- پاكترين طعام-
جالب اينكه در اين داستان مىخوانيم كه اصحاب