تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٠١ - ١- تحريم قتل فرزندان
بعضى معتقدند اينها همه اشاره به زنده به گور كردن دختران است كه به دو دليل اين كار را انجام مىدادند يكى اينكه مبادا در آينده در جنگها به اسارت دشمنان در آيند نواميس آنان به چنگال بيگانه بيفتد!! ديگر اينكه فشار فقر و عدم توانايى بر تامين هزينه زندگى آنها سبب قتلشان مىشد، چرا كه دختر در آن جامعه توليد كننده نبوده بلكه غالبا مصرف كننده محسوب مىشد.
درست است كه پسران نيز در آغاز عمر مصرف كننده بودند ولى عرب جاهلى هميشه به پسران به عنوان يك سرمايه مهم مىنگريست و حاضر به از دست دادن آنها نبود.
بعضى ديگر عقيده دارند كه آنها دو نوع قتل فرزند داشتند: نوعى كه به پندار غلط خودشان به خاطر حفظ ناموس بود و اين اختصاص به دختران داشت، و نوعى ديگر كه از ترس فقر صورت مىگرفت و آن جنبه عمومى داشت و پسر و دختر در آن تفاوت نمىكرد.
ظاهر تعبير آيه كه ضمير جمع مذكر در آن به كار رفته (قتلهم) مىتواند دليلى بر اين نظر بوده باشد، زيرا اطلاق جمع مذكر به پسر و دختر به طور مجموع از نظر ادبيات عرب ممكن است ولى براى خصوص دختران بعيد به نظر مىرسد.
اما اينكه گفته شد پسران قادر بر توليد بودند و سرمايهاى محسوب مىشدند كاملا صحيح است، ولى اين در صورتى است كه توانايى بر هزينه آنها در كوتاه مدت داشته باشند، در حالى كه گاهى آن قدر در فشار بودند كه حتى توانايى بر اداره زندگى آنها در كوتاه مدت هم نداشتند (و به همين دليل تفسير دوم صحيحتر به نظر مىرسد).
به هر حال اين يك توهم بيش نبود كه روزى دهنده فرزندان پدر و مادرند، خداوند اعلام مىكند كه اين پندار شيطانى را از سر بدر كنند و به تلاش و كوشش هر چه بيشتر برخيزند، خدا هم كمك نموده، زندگى آنها را اداره مىكند.
قابل توجه اينكه ما از اين جنايت زشت و ننگين وحشت مىكنيم، در حالى