تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٩١ - تفسير با اينهمه نعمت اينهمه كفران چرا؟!
نيروى توهم انسان به آنها قدرت بخشيده بود همچون برف در آفتاب تابستان آب مىشوند و از ذهن محو مىگردند و تنها نور اللَّه در آن مىدرخشد.
اين يك قانون عمومى است كه تقريبا هر كس آن را تجربه كرده است كه در گرفتاريها هنگامى كه كارد به استخوان ميرسد، موقعى كه اسباب ظاهرى از كار مىافتند، و كمكهاى مادى ناتوان مىگردند، انسان به ياد مبدء بزرگى از علم و قدرت مىافتد كه او قادر بر حل سختترين مشكلات است.
كار نداريم كه نام اين مبدء را چه بگذارند همين قدر مىدانيم روزنه اميدى به قلب گشوده مىشود و نور لطيف و نيرومندى در دل مىپاشد، اين يكى از نزديكترين راهها به سوى خدا است، راهى از درون جان و سويداى قلب [١] سپس اضافه مىكند: اما شما فراموشكاران" هنگامى كه دست قدرت الهى شما را به سوى خشكى نجات داد به او پشت مىكنيد و رو مىگردانيد و اصولا انسان كفران كننده است (فَلَمَّا نَجَّاكُمْ إِلَى الْبَرِّ أَعْرَضْتُمْ وَ كانَ الْإِنْسانُ كَفُوراً).
بار ديگر پردههاى غرور و غفلت، تقليد و تعصب، اين نور الهى را مىپوشاند و گرد و غبار عصيان و گناه و سرگرميهاى زندگى مادى، چهره تابناك آن را پنهان ميسازد.
و" آيا از اين ايمنيد كه طوفانى از سنگ بر شما ببارد و شما را در زير سنگها مدفون سازد (عذابى كه به مراتب از غرق در درياها سختتر است) سپس حافظ
[١] شرح كامل توحيد فطرى را در كتاب آفريدگار جهان مطالعه فرمائيد، و در ذيل آيه ١٤ سوره نحل نيز به اين مساله اشاره كردهايم.