تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤١٩ - تفسير پاكدلان پابرهنه!
فلز گداخته! آبى به داغى اشك سوزان يتيمان و آه آتشين مستمندان! آرى هر چه آنجا است تجسمى است از آنچه اينجا است! (پناه بر خدا).
" آنها كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، ما پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهيم كرد" كم باشد يا زياد، كلى باشد يا جزئى، از هر كس، در هر سن و سال، و در هر شرايط (إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِيعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا).
" باغهايى از بهشت كه نهرها از زير درختان و قصرهايش جارى است" (تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ).
آنها با دستبندهايى از طلا آراستهاند" (يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ) [١]" و لباسهاى فاخرى به رنگ سبز از حرير نازك و ضخيم در بر مىكنند" (وَ يَلْبَسُونَ ثِياباً خُضْراً مِنْ سُنْدُسٍ وَ إِسْتَبْرَقٍ).
" در حالى كه بر تختها و كرسيها تكيه زدهاند" (مُتَّكِئِينَ فِيها عَلَى
[١]" اساور" جمع" اسوره" بر وزن" مشورة" و آن نيز به نوبه خود جمع" سوار" بر وزن" غبار" و" كتاب" است و در اصل از كلمه فارسى" دستوار" يعنى دستبند گرفته شده، و بعد از آنكه معرب گرديده از آن فعلهاى عربى نيز مشتق شده است.