تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٠٥ - ٣- نقش رهبرى در اسلام
اجتماعى اسلام را بيان مىكند چهار ركن اصلى ديگر.
سپس امام ع اضافه مىكند:" هيچ چيز به اندازه ولايت و رهبرى اهميت ندارد". (چرا كه اجراى اصول ديگر در سايه آن خواهد بود) [١] و نيز به همين دليل در حديث معروفى از پيامبر ص نقل شده:
من مات بغير امام مات ميتة الجاهلية.
" كسى كه بدون امام و رهبر از دنيا برود مرگ او مرگ جاهليت است" [٢] تاريخ نيز بسيار بخاطر دارد كه گاهى يك ملت در پرتو رهبرى يك رهبر بزرگ و شايسته در صف اول در جهان قرار گرفته، و گاه همان ملت با همان نيروهاى انسانى و منابع ديگر بخاطر رهبرى ضعيف و نالايق آن چنان سقوط كرده كه شايد كسى باور نكند اين همان ملت پيشرو است.
مگر عرب جاهلى نبود كه در جهل و بدبختى و فساد و ذلت و نكبت و پراكندگى و انحطاط غوطهور بود؟ چرا كه رهبر لايقى نداشت، ولى با ظهور رهبر الهى يعنى محمد ص چنان راه ترقى و تكامل و عظمت را با سرعت پيمود كه دنيايى را در شگفتى فرو برد، آرى اين است نقش رهبر در آن زمان و اين زمان و هر زمان.
البته خداوند براى هر عصر و زمانى رهبرى براى نجات و هدايت انسانها قرار داد؟ چرا كه حكمت او ايجاب مىكند فرمان سعادت بدون ضامن اجرا نباشد، اما مهم اين است كه مردم رهبرشان را بشناسند، و در دام رهبران گمراه و فاسد و مفسد گرفتار نشوند كه نجات از چنگالشان دشوار است.
اعتقاد شيعه به وجود يك امام معصوم در هر عصر و زمان فلسفهاش همين است آن گونه كه على ع فرمود: (
اللهم بلى لا تخلو الارض من قائم للَّه بحجة،
[١] قال الباقر (ع) بنى الاسلام على خمس على الصلاة و الزكاة و الصوم و الحج و الولاية و لم يناد بشىء كما نودى بالولاية (اصول كافى جلد ٢ صفحه ١٥).
[٢] نور الثقلين جلد ٣ صفحه ١٩٤ و كتب بسيارى ديگر.