تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ١٢٩ - چگونه از حق فرار مىكنند؟!
تفسير:
چگونه از حق فرار مىكنند؟!
از آنجا كه سخن در آيات گذشته به مساله توحيد و شرك منتهى شد، در آيات مورد بحث اين مساله با بيان روشن و قاطعى دنبال مىشود.
نخست از لجاجت فوق العاده جمعى از مشركان در برابر دلائل مختلف توحيد سخن به ميان آورده مىگويد:" ما در اين قرآن انواع استدلالات و بيانات مؤثر را آورديم تا آنها متذكر شوند و در راه حق گام بردارند، ولى اين همه بيان و استدلال جز بر نفرت و فرار آنها نيفزود" (وَ لَقَدْ صَرَّفْنا فِي هذَا الْقُرْآنِ لِيَذَّكَّرُوا وَ ما يَزِيدُهُمْ إِلَّا نُفُوراً).
" صرف" از ماده" تصريف" به معنى تغيير دادن و دگرگون ساختن است، و مخصوصا با توجه به اينكه از باب" تفعيل" است، معنى كثرت را نيز در بردارد.
و از آنجا كه بيانات قرآن در زمينه اثبات توحيد و نفى شرك، گاهى در لباس استدلال منطقى، گاهى فطرى، زمانى در شكل تهديد، گاهى تشويق، و خلاصه از انواع طرق و فنون مختلف كلام براى آگاه ساختن و بيدار كردن مشركان استفاده شده است، تعبير به" صرفنا" در مورد آن بسيار مناسب است.
قرآن با اين تعبير مىگويد: ما از هر درى وارد شديم، و از هر راهى استفاده كرديم تا چراغ توحيد را در دل اين كوردلان بيفروزيم، اما گروهى از آنها آن قدر لجوج و متعصب و سرسختند كه نه تنها اين بيانات آنها را به حقيقت نزديك نمىسازد بلكه بر نفرت و دورى آنها مىافزايد! در اينجا اين سؤال به ذهن مىرسد كه اگر اين بيانات گوناگون نتيجه معكوس دارد، ذكر آنها چه فائدهاى خواهد داشت؟! پاسخ اين سؤال روشن است و آن اينكه قرآن براى يك فرد يا يك گروه