تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٣٥ - ترجمه
در واقع او مىگويد: با چشم خودت ديده، و يا لا اقل با گوش شنيدهاى كه صاعقههاى آسمانى گاهى در يك لحظه كوتاه، باغها و خانهها و زراعتها را به تلى از خاك، يا زمينى خشك و بى آب و علف تبديل كرده است.
و نيز شنيده يا ديدهاى كه گاهى يك زمين لرزه شديد قناتها را فرو مىريزد، چشمهها را مىخشكاند، آن چنان كه قابل اصلاح و مرمت نيستند.
تو كه اينها را مىدانى اين غرور و نخوت براى چيست؟! تو كه اين صحنهها را ديدهاى اينهمه دلبستگى چرا؟! چرا مىگويى باور نمىكنم اين نعمتها هرگز فانى بشوند، بلكه جاودانه خواهند ماند، اين چه نادانى و ابلهى است؟!
[سوره الكهف (١٨): آيات ٤٢ تا ٤٤]
وَ أُحِيطَ بِثَمَرِهِ فَأَصْبَحَ يُقَلِّبُ كَفَّيْهِ عَلى ما أَنْفَقَ فِيها وَ هِيَ خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها وَ يَقُولُ يا لَيْتَنِي لَمْ أُشْرِكْ بِرَبِّي أَحَداً (٤٢) وَ لَمْ تَكُنْ لَهُ فِئَةٌ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ ما كانَ مُنْتَصِراً (٤٣) هُنالِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ هُوَ خَيْرٌ ثَواباً وَ خَيْرٌ عُقْباً (٤٤)
ترجمه:
٤٢- (به هر حال عذاب خدا فرا رسيد) و تمام ميوههاى آن نابود شد، او مرتبا دستهاى خود را- بخاطر هزينههايى كه در آن صرف كرده بود- بهم ميماليد، در حالى كه تمام باغ بر پايهها فرو ريخته بود، و مىگفت اى كاش كسى را شريك پروردگارم قرار نداده بودم! ٤٣- و گروهى، غير از خدا، نداشت كه او را يارى كنند، و نمىتوانست از خويشتن يارى گيرد.