تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣١٥ - عاشقان حق!
١٠٨- و مىگويند منزه است پروردگار ما كه وعدههايش قطعا انجام شدنى است.
١٠٩- آنها (بى اختيار) به زمين مىافتند (و سجده مىكنند) و اشك مىريزند و هر زمان خشوعشان فزونتر مىشود.
تفسير:
عاشقان حق!
بار ديگر قرآن به سراغ اهميت و عظمت اين كتاب آسمانى ميرود و به پاسخ بعضى از ايرادات و يا بهانهجوئيهاى مخالفان مىپردازد.
نخست مىگويد:" ما قرآن را به حق نازل كرديم" (وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ) بلافاصله اضافه مىكند" و به حق نازل شد" (وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ).
" و ما تو را جز براى بشارت و بيم دادن نفرستاديم" و حق هيچگونه تغيير در محتواى قرآن ندارى (وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا مُبَشِّراً وَ نَذِيراً) در اينكه فرق ميان جمله اول (وَ بِالْحَقِّ أَنْزَلْناهُ) و جمله دوم (وَ بِالْحَقِّ نَزَلَ) چيست؟ مفسران بيانات گوناگونى دارند از جمله:
١- منظور از جمله اول اين است كه ما مقدر ساختيم قرآن به حق نازل شود و جمله دوم اضافه مىكند اين تقدير تحقق يافت، بنا بر اين يكى اشاره به تقدير است، و ديگرى به مرحله فعليت [١] ٢- منظور از جمله اول اين است كه ماده و محتواى قرآن حق است، و جمله دوم اشاره به اين است كه نتيجه و ثمره آن نيز حق مىباشد [٢] ٣- منظور از جمله اول اين است كه ما قرآن را به حق نازل كرديم، و جمله دوم ميگويد چون پيامبر از خود حق دخل و تصرفى نداشت به حق نازل شد.
ولى احتمال ديگرى در اينجا نيز وجود دارد كه از تفاسير گذشته روشنتر
[١] تفسير قرطبى جلد ٦ صفحه ٣٩٥٥.
[٢] فى ظلال ذيل آيه.