تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٥ - در اين آيه چند نكته جلب توجه مىكند عمومى بودن دعوت به مبارزه
پيامبر ص بوده است، امروز هم هست، فردا نيز خواهد بود.
٣- تعبير به اجتماع، اشاره به مساله همكارى و همفكرى و تعاون و تعاضد است كه مسلما بازده كار انسانها را صدها يا هزاران برابر مىكند.
٤- جمله" و لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً" (هر چند بعضى، بعض ديگر را يارى و كمك كنند) تاكيد مجددى است روى مساله همفكرى و تعاون، و ضمنا اشاره سربستهاى است به اهميت و تاثير اين كار در پيشبرد هدفها.
٥- تعبير به" بِمِثْلِ هذَا الْقُرْآنِ" تعبير جامعى است كه شباهت و همانندى را در تمام زمينهها مىرساند، يعنى مثل آن از نظر فصاحت، مثل آن از نظر محتوى و مثل آن از نظر انسانسازى، بحثهاى علمى، قانونهاى حياتبخش اجتماعى، تاريخ خالى از خرافات، پيشگوييهاى مربوط به آينده و امثال آن.
٦- دعوت از همه انسانها دليل بر اين است كه در مساله اعجاز تنها جنبه الفاظ قرآن و فصاحت و بلاغت مطرح نيست، چرا كه اگر چنين بود دعوت از ناآشنايان به زبان عربى بىفايده بود.
٧- يك معجزه گويا و رسا آنست كه آورنده آن مخالفان را نه تنها دعوت به مقابله كند بلكه آنها را با وسائل مختلف به اين كار تحريك و تشويق نموده، و به اصطلاح بر سر غيرت آورد، تا آنچه را در توان دارند به كار گيرند، سپس كه عجز آنها نمايان شد، عمق و عظمت اعجاز روشن گردد.
در آيه مورد بحث اين موضوع كاملا عملى شده است، زيرا از يك سو پاى همه انسانها را به ميان كشيده، و با تصريح به ناتوانى آنها طى جمله" لا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ" آنها را برانگيخته و با جمله" وَ لَوْ كانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيراً" تحريك بيشترى نموده است.