تفسير نمونه ط-دار الكتب الاسلاميه - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٢٧٦ - در اين آيه چند نكته جلب توجه مىكند عمومى بودن دعوت به مبارزه
آن است، مىگويد:" ما براى مردم در اين قرآن از هر نمونهاى از انواع معارف بيان كرديم" (وَ لَقَدْ صَرَّفْنا لِلنَّاسِ فِي هذَا الْقُرْآنِ مِنْ كُلِّ مَثَلٍ).
" ولى با اين حال اكثر مردم جاهل و نادان جز انكار حق، و ناديده گرفتن دلائل هدايت، عكس العملى نشان ندادند" (فَأَبى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُوراً)" صرفنا" از ماده" تصريف" به معنى تغيير، يا تبديل و از حالى به حالى كردن آمده است.
" كفور" به معنى انكار حق است.
براستى اين تنوع محتويات قرآن، آن هم از انسانى درس نخوانده، عجيب است، چرا كه در اين كتاب آسمانى، هم دلائل متين عقلى با ريزهكاريهاى مخصوصش در زمينه عقائد آمده، و هم بيان احكام متين و استوار بر اساس نيازمنديهاى بشر در همه زمينهها، هم بحثهاى تاريخى قرآن در نوع خود بى نظير، هيجانانگيز، بيدارگر، دلچسب، تكاندهنده و خالى از هر گونه خرافه است.
و هم مباحث اخلاقيش كه با دلهاى آماده همان كار را مىكند كه باران بهار با زمينهاى مرده! مسائل علمى كه در قرآن مطرح شده، پرده از روى حقايقى برمىدارد كه حد اقل در آن زمان براى هيچ دانشمند شناخته نشده بود.
خلاصه قرآن در هر وادى گام مىنهد، عاليترين نمونه را ارائه مىدهد.
آيا با توجه به اينكه معلومات انسان محدود است (همانگونه كه در آيات گذشته به آن اشاره شده، مخصوصا با توجه به اينكه پيامبر اسلام در محيطى پرورش يافته بود كه از همان علم و دانش محدود بشرى آن زمان نيز خبرى نبود، آيا وجود اينهمه محتواى متنوع در زمينههاى توحيدى و اخلاقى و اجتماعى و سياسى و نظامى دليل بر اين نيست كه از مغز انسان تراوش نكرده بلكه از ناحيه