حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩
گفت و به اصطلاح کلمه استرجاع را به زبان آورد ، همه به یکدیگر گفتند این
جمله برای چه بود ؟ آیا خبر تازهای است ؟ فرزند عزیزش ، همان کسی که
اباعبدالله علیه السلام او را بسیار دوست میداشت و این را اظهار میکرد ،
و علاوه بر همه مشخصاتی که فرزند را برای پدر محبوب میکند ، خصوصیتی
باعث محبوبیت بیشتر او میشد و آن ، شباهت کامل بود که به پیغمبر اکرم
( ص ) داشت ، ( حال چقدر انسان ناراحت میشود که چنین فرزندی در معرض
خطر قرار گیرد ! ) یعنی علی اکبر جلو میآید و عرض میکند : « یا ابتا لم
استرجعت » ؟ چرا انالله و انا الیه راجعون گفتی ؟ فرمود : در عالم
خواب صدای هاتفی به گوشم رسید که گفت : « القوم یسیرون و الموت تسیر
بهم » . این قافله دارد حرکت میکند ولی مرگ است که این قافله را حرکت
میدهد . اینطور از صدای هاتف فهمیدم که سرنوشت ما مرگ است ، ما داریم
به سوی سرنوشت قطعی مرگ میرویم . [ علی اکبر سخنی میگوید ] درست نظیر
همان حرفی که اسماعیل ( ع ) به ابراهیم ( ع ) میگوید [١] .
[١] وقتی ابراهیم ( ع ) به اسماعیل ( ع ) میگوید فرزندم ! مکرر در عالم رویا میبینم و اینطور میفهمم که دیگر رویای عادی نیست بلکه یک وحی است و من از طرف خدا مامورم سر تو را ببرم ( ابراهیم به فلسفه این مطلب آگاه نیست ولی یقین کرده است که امر خداست ) ، این فرزند چه میگوید ؟ آیا مثلا گفت : بابا ! خواب است ، اگر خواب مردن کسی را ببینید عمرش زیاد میشود ، انشاء الله عمر من زیاد میشود ؟ نه . گفت : یا ابت افعل ما تومر سنجدنی ان شاء الله من الصابرین »( سوره >