حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠
این موضوع اهمیت داده است . البته این امر ، یک بحث تاریخی لازم دارد تا روشن شود که چطور شد در طول تاریخ این موضوع به این عظمت و اهمیت ، در دنیای اسلام هضم و تحلیل رفت و روز بروز کوچکتر شد . و باید انصاف داد که از نظر علمی یعنی از نظر بحث در کتابها ، سنیها در این مبحث بیش از ما شیعهها بحث کردهاند . اگر کتابهای فقهی شیعه از " کتاب الصلوه " گرفته تا " کتاب الدیات " را در مقابل فقه اهل تسنن قرار دهیم میبینیم در تمام ابواب ، فقه شیعه در مجموع دقیقتر ، مشروحتر ، مفصلتر ، متین تر و مستدلتر است ، و من میتوانم این مطلب را ثابت کنم . ولی متاسفانه در کتب فقهی ما در میان همه ابواب ، باب امر به معروف و نهی از منکر خیلی کوچک شده است . البته در میان سنیها هم عملا کوچک شد . معتزله که یکی از فرقههای متکلمین اهل تسنن هستند ، امر به معروف و نهی از منکر را از اصول دین میدانند نه از فروع دین . شیعه میگوید اصول دین پنج تا و فروع دین ده تا یا هشت تا است و در میان اصول دهگانه ، امر به معروف و نهی از منکر را ذکر میکند ، ولی معتزله به پنج اصل در دین قائل هستند که یکی از آنها امر به معروف و نهی از منکر است . اما خود اینها تدریجا در کتابهای خود از این بحث پرهیز کرده و آن را کوچک کردند . مورخین اجتماعی میگویند علتش برخوردی بود که بحث در این موضوع با سیاستهای وقت داشت . چون این بحث به اصطلاح به قبای خلفای وقت بر میخورد و آنها مزاحمت ایجاد میکردند ، معتزله مجبور بودند که آن را در کتابهای خود نیاورند و یا کم بیاورند ، با