حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤١
بداند که حسین جز اصلاح امت ، هدفی نداشت ، من یک مصلحم . بعد فرمود : « ارید ان آمر بالمعروف ، و انهی عن المنکر ، و اسیر بسیره جدی و ابی » هدف من ، یکی امر به معروف و نهی از منکر است و دیگر اینکه سیر کنم ، سیره قرار بدهم همان سیره جدم و پدرم را . این جمله دوم ، خیلی باید شکافته شود . این جمله در آن تاریخ ، معنی و مفهوم خاصی داشته است . چرا امام حسین بعد که فرمود میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم ، اضافه کرد میخواهم سیر کنم به سیره جدم و پدرم ؟ ممکن است کسی بگوید همان گفتن امر به معروف و نهی از منکر کافی بود . مگر سیره جد و پدرش ، غیر از امر به معروف و نهی از منکر بود ؟ جواب اینست که اتفاقا بله . ابتدا باید به یک تاریخچه اشاره بکنم و بعد این مطلب را شرح بدهم . میدانیم عمر وقتی که ضربت خورد و خودش احساس کرد که رفتنی است ، برای بعد از خودش ، در واقع بدعتی به وجود آورد ، یعنی کاری کرد که نه پیغمبر کرده بود و نه حتی ابوبکر ، نه مطابق عقیده ما شیعیان که مدارک اهل تسنن نیز بر آن دلالت دارد ( حالا در عمل قبول نداشته باشند ، مطلب دیگری است ) خلافت را به شخص معینی که پیغمبر در زمان خودش معرفی و تعیین کرده بود یعنی علی ( ع ) واگذار کرد ، و نه مطابق آنچه که امروز اهل تسنن میگویند - که پیغمبر کسی را تعیین نکرد بلکه امت باید خودشان کسی را انتخاب کنند و پیغمبر این کار را به انتخاب امت و شورای امت واگذار کردند - عمل کرد ، و همچنین نه کاری را که ابوبکر کرد ، انجام داد ، چون ابوبکر وقتی میخواست