حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨
ملتزم کردهام " . و راست هم هست . هر کاری که شما بکنید ، کار بد یا خوب ، جامعه خود را به آن کار ملتزم کردهاید ، خواه ناخواه کار شما موجی به وجود میآورد ، تعهدی برای جامعه ایجاد میکند ، بایدی است برای خود شما و بایدی است برای اجتماع شما . یعنی هر کاری ضمنا امر به اجتماع است و اینکه تو هم چنین کن . وقتی من کاری میکنم ، زبان عمل من اینست که برادر ! تو هم مثل من باش . هر چه هم بگویم مثل من نباش ، نمیشود . من هر چه به شما بگویم به قول من عمل کن ولی به کردار من کاری نداشته باش ، فایده ندارد . شما نمیتوانید به گفتار من توجه کنید ولی به کردار من توجه نکنید . آنچه در شما التزام و تعهد به وجود میآورد ، در درجه اول کردار من است ، در درجه دوم گفتار من . هر مصلحی اول باید صالح باشد تا بتواند مصلح باشد . او باید برود پیش ، به دیگران بگوید پشت سر من بیایید . خیلی فرق است میان کسی که ایستاده و به سربازش فرمان میدهد : برو به پیش ، من اینجا ایستادهام ، و کسی که خودش جلو میرود . و میگوید : من رفتم ، تو هم پشت سر من بیا . در مکتب انبیاء و اولیاء این را میبینیم . همیشه میگویند : " ما رفتیم " . علی میگوید من اول میروم بعد به مردم میگویم پشت سر من بیایید . پیغمبر اسلام اگر در آنچه که دستور میداد اول خود پیشقدم نبود ، محال بود دیگران پیروی کنند . اگر میگفت نماز و نماز شب ، خودش بیش از هر کس دیگر عبادت میکرد : « و ان ربک »