حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥
اما با روش جدم و پدرم نه با روش جد و پدر تو . در زمان امام حسین ( ع ) ، روش رهبری خیلی عوض شده بود ، از زمین تا آسمان تغییر کرده بود . یک خط که میخواهد به موازات خط دیگر امتداد پیدا کند ، اگر یک ذره از موازات خارج شود ، ابتدا فاصله کمی از خط دیگر پیدا میکند ، ولی هر چه ادامه پیدا کند ، فاصلهاش زیادتر میشود . در شصت سال قبل ، در زمان پیغمبر اکرم وقتی مردم میخواهند مرکز دنیای اسلام را ببینند ، چه میبینند ؟ حتی در زمان ابوبکر و عمر همانطور بود . ولی در زمان عثمان تغییر کرد و شکل دیگری پیدا نمود . بیشترین کار خلافت خلیفه مسلمین ، در عمل کردن او به کتاب الله و سنت رسول الله نبود ، بلکه در روشش بود . اختلاف ابوذر و معاویه هم بیشتر در روش بود . حالا ( زمان امام حسین ) وقتی میخواهند خلیفه مسلمانان را ببینند ، چه میبینند ؟ افراد مسن که پیغمبر را درک کردهاند ، حتی آنها که ابوبکر و عمر را درک کردهاند ، و مخصوصا کسانی که علی ( ع ) را در دوره خلافت دیدهاند ، وقتی میآیند در مرکز دنیای اسلام ، جوانی را میبینند که سی و دو سه سال بیشتر از عمرش نگذشته است . جوان خیلی بلند قدی که میگویند خوش سیما و خوش منظره بوده ، ولی لکههایی در صورتش داشته است . جوانی شاعر مسلک که خیلی هم عالی شعر میگوید ، ولی اشعارش همه در وصف میو معشوق و یا در وصف سگ و اسب و میمونش است . هفت در را باید طی کرد تا رسید به جایگاه او . کسی که میخواهد به ملاقات او برود ، ابتدا دربانها میآیند جلویش را