حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٥
حسین یک مرد انقلابی است ، یک ثائر است ، میخواهد انقلاب بکند .
هر یک از این عوامل ، یک نوع تکلیف و وظیفه برای امام حسین ایجاب
میکرد . اینکه میگویم این نهضت چند ماهیتی است ، برای اینست . از نظر
عامل بیعت ، امام حسین وظیفهای ندارد جز زیر بار بیعت نرفتن . اگر به
پیشنهاد ابن عباس هم عمل میکرد و در دامنه کوهها میرفت ، به این
وظیفهاش عمل کرده بود . از نظر انجام این وظیفه ، امام حسین تکلیفش این
نبود که یک نفر دیگر را هم با خودش به همکاری دعوت کند . از من بیعت
خواستهاند ، من نمیکنم ، خواستهاند دامن شرافت مرا آلوده کننده ، من
نمیکنم . از نظر عامل دعوت مردم کوفه ، وظیفهاش اینست که به آنها پاسخ
مثبت بدهد چرا که اتمام حجت شده است .
یکی از آقایان سوال کرده است که این اتمام حجت در مقابل تاریخ ، به
چه شکل میشود ؟ پس مسئله امامت چه میشود ؟ نه ، مسئله امامت به این
معنی نیست که امام دیگر تکلیف و وظیفه شرعی نداشته باشد ، اتمام حجت
دربارهاش معنی نداشته باشد . علی ( ع ) در خطبه شقشقیه میفرماید : « لولا
حضور الحاضر و قیام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا
یقاروا علی کظه ظالم و لا سغب مظلوم لالقیت حبلها علی غاربها ، و لسقیت
آخرها بکاس اولها » [١] .
راجع به زمان خلافت خودش میگوید : اگر نبود که
[١] نهج البلاغه ، خطبه سوم .