حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥
بگویند مطلب این بود که حسین زنده بماند و به خلافت برسد یا حداقل در گوشهای برود و زندگی کند ، پس حالا که حسین کشته شده ، مطلب تمام شد . نه ، آنها دنبال همان هدف حسینی بودند . کشته شدن اباعبدالله ، از یک نظر برای آنها آغاز کار بود نه پایان کار . و چقدر زیبا و جالب توجه است وضع اهل بیت پیغمبر ! و راستی وقتی انسان اینها را تجزیه و تحلیل میکند ، در مقابل این عظمت و زیبائی ، در مقابل این قوت ، در مقابل این قدرت روح ، در مقابل اینهمه ایمان و یقین ، در مقابل اینهمه شجاعت روحی ، غرق در حیرت میشود و جز اینکه در مقابل آنها سر تعظیم فرود آورد کار دیگری نمیتواند بکند . تا آخرین لحظه تبلیغ کردند ، نهی از منکر و امر به معروف کردند ، دعوت به اسلام کردند . محبت و بلکه معرفت علی ( ع ) و اهل بیت پیغمبر اساسا در همه شام وجود نداشت . یعنی کسی آنها را نمیشناخت ، و اگر هم میشناختند ، به صورتهای بسیار زشتی میشناختند . ولی ببینید اهل بیت پیغمبر چه کردند ؟ ! فقط یک نمونهاش را عرض میکنم و بعد وارد مطالب دیگری میشوم . میدانیم که روز عاشورا ، وضع به چه منوال بود ، و شب یازدهم را اهل بیت پیغمبر چگونه برگزار کردند . روز یازدهم جلادهای ابن زیاد میآیند اهل بیت را سوار شترهای بی جهاز میکنند و یکسره حرکت میدهند ، و اینها شب دوازدهم را شاید تا صبح یکسره با کمال ناراحتی روحی و جسمی ، طی طریق میکنند . فردا صبح نزدیک دروازه کوفه میرسند . دشمن مهلت نمیدهد . همان روز پیش از ظهر اینها را وارد شهر کوفه میکنند .