حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٦
کرده بود و آن ، یک لئامت و پستیای بود که این مردم به خرج دادند ، پستیای که با روح انسانیت و اسلام ضدیت دارد و تاریخ اسلام نشان میدهد که هیچگاه اسلام اجازه نمیداد با هیچ دشمنی چنین رفتار شود ، یعنی برای اینکه دشمن را سخت در مضیقه قرار دهند ، آب را به رویش ببندند . به علی بن ابی طالب چنین پیشنهادی شد و میتوانست این کار را نسبت به معاویه بکند ، نکرد . خود حسین بن علی همین حر را با اصحابش با اینکه دشمنش بودند ، در بین راه سیراب کرد . مسلما حر یادش بود که ما آب را به روی کسی بستیم که آن روزی که تشنه بودیم ، بدون اینکه از او بخواهیم ، ما را سیراب کرد . او چقدر شریف و عالی و بزرگ بود و هست و ما چقدر پستیم ! گفت : مردم کوفه ! شما خجالت نمیکشید ؟ ! این فرات مثل شکم ماهی برق میزند . آبی را که بر همه موجودات جاندار حلال است ، انسان ، حیوان اهلی ، وحشی و جنگلی از آن میآشامد ، شما بر فرزند پیغمبر خود بستهاید ؟ ! این مرد میجنگد تا شهید میشود . اباعبدالله او را بی پاداش نگذاشت ، فورا خود را به بالین این مرد بزرگوار رساند . برایش غزل خواند : « و نعم الحر حر بنیریاح » [١] این حر ریاحی چه حر خوبی است . مادرش عجب اسم خوبی برایش انتخاب کرده است . روز اول گفت حر ، آزاد مرد . راستی که تو آزاد مرد بودی . حسین است ، بزرگوار و شریف است ، تا حدی که میتواند اصحاب خود را تفقد میکند . این خودش امر
[١] مقتل مقرم ص . ٣٠٣