حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧
همچنان باقی بودهاند : « لا ، و الله لا اعطیکم بیدی اعطاء الذلیل و لا اقر
اقرار العبید » [١] ، نه ، به خدا قسم هرگز دستم را به دست شما نخواهم
داد . هرگز با یزید بیعت نخواهم کرد . حتی در همین شرایطی که امروز قرار
گرفتهام و میبینم کشته شدن خودم را ، کشته شدن عزیزانم را ، کشته شدن
یارانم را ، اسارت خاندانم را ، حاضر نیستم با یزید بیعت کنم .
این عامل از کی وجود پیدا کرد ؟ از آخر زمان معاویه ، و شدت و فوریت
آن بعد از مردن معاویه و به حکومت رسیدن یزید بود .
عامل دوم مسئله دعوت بود . شاید در بعضی کتابها خوانده باشید مخصوصا
در این کتابهای به اصطلاح تاریخی که به دست بچههای مدرسه میدهند .
مینویسند که در سال شصتم هجرت ، معاویه مرد ، بعد مردم کوفه از امام
حسین دعوت کردند که آن حضرت را به خلافت انتخاب کنند . امام حسین به
کوفه آمد ، مردم کوفه غداری و بیوفایی ک ردند ، ایشان را یاری نکردند ،
امام حسین کشته شد ! انسان وقتی این تاریخها را میخواند فکر میکند امام
حسین مردی بود که در خانه خودش راحت نشسته بود ، کاری به کار کسی
نداشت و درباره هیچ موضوعی هم فکر نمیکرد ، تنها چیزی که امام را از جا
حرکت داد ، دعوت مردم کوفه بود ! در صورتی که امام حسین در آخر ماه
رجب که اوایل حکومت یزید بود ، برای امتناع از بیعت از مدینه خارج
میشود و چون مکه ، حرم امن الهی است و در آنجا امنیت بیشتری وجود دارد
و مردم مسلمان
[١] ارشاد مفید ص . ٢٣٥