حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٦
مردم حضور پیدا کرده بودند و حضور مردم حجت را بر من تمام کرده بود ، و اگر نبود که خدا از علما و دانایان پیمان گرفته است که آنجا که مردم تقسیم میشوند به سیرانی که پرسیر خوردهاند و گرسنگان گرسنه ، علیه این وضع نامطلوب به سود گرسنگان و علیه پرخورها قیام بکنند ، خلافت را قبول نمیکردم . من از نظر شخص خودم علاقهای به این کار نداشتم ، ولی این وظائف و مسئولیتها به عهده من گذاشته شده بود . امام حسین هم اینجور است . اصلا امام که امام است ، الگوست ، پیشواست . ما از عمل امام میتوانیم بفهمیم که وظائف را چگونه باید تشخیص داد و چگونه باید عمل کرد . از نظر عامل دعوت مردم کوفه ، امام حسین وظیفه دارد به سوی کوفه بیاید تا وقتی که آنها سر قولشان هستند . از آن ساعتی که آنها جا زدند ، زیر قولشان زدند و شکست خوردند و رفتند ، دیگر امام حسین از این نظر وظیفهای ندارد . وقتی مسئله به دست گرفتن زمان حکومت از ناحیه آنها منتفی میشود ، امام حسین هم دیگر وظیفهای ندارد . ولی کار امام حسین که منحصر به این نبوده است . عامل دعوت مردم کوفه یک عامل موقت بود ، یعنی عاملی بود که از پانزدهم رمضان آغاز شد ، مرتب نامهها متبادل میشد و این امر ادامه داشت تا وقتی که امام به نزدیکی کوفه یعنی به مرزهای عراق و عربستان سعودی رسیدند . بعد که با حربن یزید ریاحی ملاقات کرد و آن خبرها از جمله خبر قتل مسلم رسید ، دیگر موضوع دعوت مردم کوفه منتفی شد و از این نظر امام وظیفهای نداشت . و لهذا امام وقتی که با مردم کوفه صحبت میکند و مخاطبش مردم کوفه