حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٧
شما « قد رکز بین اثنتین بین السله و الذله » ( گریه استاد ) میدانید به من چه پیشنهاد میکند ؟ میگوید حسین ! یا باید خوار و ذلیل من شوی و یا شمشیر . به امیرتان بگوئید که حسین میگوید : « هیهات منا الذله » حسین تن به خواری بدهد ؟ ! ( گریه استاد ) آیا او خیال کرده که من مثل او هستم ؟ « یابی الله ذلک لنا و رسوله و المومنون و حجور طابت و طهرت » ( گریه استاد ) خدا میخواهد حسین چنین باشد . شما مگر نمیدانید ، آن زنازاده مگر نمیداند که من در چه دامنی بزرگ شدهام ؟ من روی دامن پیغمبر بزرگ شدهام ، روی دامن علی مرتضی بزرگ شدهام ، من از پستان فاطمه شیر خوردهام ( گریه استاد ) . آیا کسی که از پستان زهرا شیر خورده باشد ، تن به ذلت و اسارت مثل پسر زیاد میدهد ؟ ! « هیهات منا الذله » ما کجا و تن به خواری دادن کجا ؟ ! شعار حسین در روز عاشورا از این تیپ است . آقایان سردستهها که برای دستههای خ ودتان شعار میسازید ، ببینید شعارهایتان با شعارهای حسین میخواند یا نمیخواند . مسئله تشنگی اباعبدالله و خاندان و اصحابشان مسئله شوخیای نیست . هوا بسیار گرم ( عاشورای آنوقت ظاهرا در اواخر خرداد بوده . هوای عراق زمستانش گرم است تا چه رسد به نزدیک تابستان آن ) ، سه روز است که آب را بروی اهل بیت پیغمبر بستهاند ، گو اینکه در شب عاشورا توانستند مقداری آب بیاورند در خیمهها که حضرت فرمود آب را بنوشید و این آخرین توشه شما خواهد بود . و به علاوه از نظر طبیعی یک قاعدهای است : هر کسی از بدنش خون زیاد برود که بدن کم خون شده و احتیاج به خون