حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٦
باشد ، ارزش دیگری به آن میدهد . هر سه عامل دخیل در نهضت حسینی به این نهضت ارزش داد ، بالخصوص عامل سوم . ولی گاهی آن کسی که این ارزش به او تعلق دارد ، یک وضعی پیدا میکند که به این ارزش ، ارزش میدهد . همچنانکه آن ارزش ، او را صاحب ارزش میکند ، او هم شان این ارزش را بالا میبرد . چنانکه یک مرد روحانی وقتی که لباس روحانیت را میپوشد ، واقعا این لباس برای او افتخار است ، باید افتخار کند که این لباس را به او پوشانیدهاند و روحانیون حقیقی هم او را قبول دارند . ولی یک کسی کارش را در انجام وظائف روحانیت ، در علم و تقوا و عمل به جایی میرساند که او افتخار این لباس میشود . میگوئیم لباس روحانیت آن لباسی است که فلان کس هم دارد ، لباسی است که او پوشیده است . حداقل ما میتوانیم مثالهای تاریخی ذکر بکنیم . اگر یک عده بگویند آقا ! این عبا و عمامه چیست ، ما چه میگوئیم ؟ میگوئیم : بوعلی سینا هم که تمام کشورهای اسلامی به او افتخار میکنند ، عرب میگوید : از من است چون کتابهایش به زبان عربی است ، ایرانی میگوید : از من است چون اهل بلخ است و بلخ از قدیم مال ایران بوده ، روسها میگویند : مال ماست برای اینکه بلخ فعلا مال ماست ، هر گروهی میگوید از ماست و همه ملتها به او افتخار میکنند ، همین لباس مرا داشته است . ابوریحان بیرونی هم همینطور . پس بوعلی و ابوریحان افتخار این لباس شدهاند . شیخ انصاری ، خواجه نصیرالدین طوسی و امثال اینها ، هم افتخار یافتهاند به لباس روحانیت و هم افتخار دادهاند به لباس