حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٩
میشوند که اکنون از فرصت باید استفاده کرد ، نباید گذاشت که فرصت به پسرش یزید برسد ، ما حسین بن علی داریم ، امام بر حق ما حسین بن علی است ، ما الان باید آماده باشیم و او را دعوت کنیم که به کوفه بیاید و او را کمک بدهیم و لااقل قطبی در اینجا در ابتدا به وجود آوریم ، بعد هم خلافت را خلافت اسلامی بکنیم . اینجا یک دعوت است از طرف مردمی که مدعی هستند ما از سر و جان و دل آمادهایم ، درختهای ما میوه داده است . مقصود از این جمله نه اینست که فصل بهار است . بعضی اینجور خیال میکنند که درختها سبز شده و میوه داده است یعنی آقا ! الان اینجا فصل میوه است ، بیائید اینجا مثلا شکم میوهای بخورید ! نه ، این مثل است ، میخواهد بگوید که درختهای انسانها سرسبزند و این باغ اجتماع آماده است برای اینکه شما در آن قدم بگذارید . " کوفه " اصلا اردوگاه بوده است ، از اول هم به عنوان یک اردوگاه تاسیس شد . این شهر در زمان خلیفه عمر بن الخطاب ساخته شد ، قبلا " حیره " بود . این شهر را سعد وقاص ساخت . همان مسلمانانی که سرباز بودند ، و در واقع همان اردو در آنجا برای خود خانه ساختند و لهذا از یک نظر قویترین شهرهای عالم بود . مردم این شهر از امام حسین دعوت میکنند ، نه یک نفر ، نه دو نفر ، نه هزار نفر ، نه پنجهزار نفر و نه ده هزار نفر بلکه حدود هجده هزار نامه میرسد که بعضی از نامهها را چند نفر و بعضی دیگر را شاید صد نفر امضا کرده بودند که در مجموع شاید حدود صد هزار نفر به او نامه نوشتهاند . اینجا عکس العمل امام چه باید باشد ؟ حجت بر او تمام