حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٢
مخیر است میان یکی از دو کار ، یا شمشیر یا ذلت ، حسین و تحمل ذلت ؟ ! « هیهات منا الذله » ما کجا و ذلت کجا ؟ خدای ما برای ما نمیپسندد . این پیام شهید است . خدای من برای من ذلت نمیپسندد . پیامبر من برای من ذلت نمیپسندد . مومنین جهان ، نهادها و ذاتهای پاک ( تا روز قیامت مردم خواهند آمد و در این موضوع سخن خواهند گفت ) ، مومنینی که بعدها میآیند ، هیچکدامشان نمیپسندند که حسینشان تن به ذلت بدهد . من تن به ذلت بدهم ؟ ! من در دامن علی بزرگ شدهام ، من در دامن زهرا بزرگ شدهام ، من از پستان زهرا شیر خوردهام . ما تن به ذلت بدهیم ؟ ! روزی که از مدینه حرکت کرد ، مهاجم بود . در آن وصیتنامهای که به برادرش محمد ابن حنفیه مینویسد ، میگوید : « انی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما ، انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی ، ارید ان آمر بالمعروف و انهی عن المنکر و اسیر بسیره جدی و ابی » . مردم دنیا بدانند که من یک آدم جاه طلب ، مقام طلب ، اخلالگر ، مفسد و ظالم نیستم ، من چنین هدفهائی ندارم . قیام من ، قیام اصلاح طلبی است . قیام کردم ، خروج کردم برای اینکه میخواهم امت جد خودم را اصلاح کنم . من میخواهم امر به معروف و نهی از منکر بکنم . در نامه به " محمد حنفیه " نه نامی از بیعت خواستن است ، نه نامی از دعوت مردم کوفه ، و اصلا هنوز مسئله مردم کوفه مطرح نبود . در این منطق یعنی منطق هجوم ، منطق شهید ، منطق توسعه و گسترش دادن انقلاب ، امام حسین کارهائی کرده است که جز