حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٢
بیوههائی که علی از آنها سرپرستی کرده است زنده هستند و هنوز صدای علی در گوش مردم این شهر است ، امام حسین جبن به خرج داد و ترسید که به آنجا نرفت ، اگر میرفت در دنیای اسلام انقلاب میشد . اینست که اینجا تکلیف اینگونه ایجاب میکند که همینکه آنها میگویند ما آمادهایم ، امام میگوید من آماده هستم . از این نظر وظیفه امام حسین چیست ؟ مردم کوفه مرا دعوت کردهاند ، میروم به کوفه . مردم کوفه بیعتشان را با مسلم نقض کردند ، من بر میگردم ، میروم سرجای خودم ، میروم مدینه یا جای دیگر تا آنجا هر کاری بخواهند بکنند . یعنی از نظر این عامل که یک عکس العمل مثبت در مقابل یک دعوت است ، وظیفه امام حسین ، دادن جواب مثبت است تا وقتی که دعوت کنندگان ثابتند . وقتی که آنها جا زدند ، دیگر امام حسین وظیفهای از آن نظر ندارد و نداشت . از این دو عامل کدامیک بر دیگری تقدم داشت ؟ آیا اول امام حسین از بیعت امتناع کرد و چون از بیعت امتناع کرد مردم کوفه از او دعوت کردند یا لااقل زمانا چنین بود یعنی بعد از آنکه بیش از یک ماه از امتناع از بیعت گذشته بود دعوت مردم کوفه رسید ؟ یا قضیه برعکس بود ؟ اول مردم کوفه از او دعوت کردند ، امام حسین دید خوب حالا که دعوت کردهاند او هم باید جواب مثبت بدهد . بدیهی است مردی که کاندیدا میشود برای کاری به این بزرگی ، دیگر برای او بیعت کردن معنی ندارد . بیعت نکرد برای اینکه به تقاضای مردم کوفه جواب مثبت داده بود ! از این