حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠١
علت چیست ؟ این مردی که آنطور رو آورده بود به دین و مذهب ، چطور یکمرتبه از دین و مذهب رو برگرداند ؟ رفتیم سراغش ، معلوم شد قضیه از این قرار بوده است : این آقا چند روز متوالی که رفته نماز جماعت و در صف چهارم ، پنجم میایستاده ، یک روز یکی از مقدس مابهایی که در صف اول پشت سر امام مینشینند و تحت الحنک میاندازند و نمیدانم مسواک چه جوری میزنند و همیشه خودشان را از خدا طلبکار میدانند ، در میان جمعیت ، موقع نماز ، از آن صف اول بلند میشود ، میآید تا این آدم را پیدا میکند . روبرویش مینشیند و میگوید : آقا ! میگوید : بله . یک سؤالی از شما دارم . بفرمائید . شما مسلمان هستید یا نه ؟ این بیچاره در میماند که چه جواب بدهد . میگوید این چه سؤالی است که شما از من میکنید ؟ میگوید : نه ، خواهش میکنم بفرمایید شما مسلمان هستید یا مسلمان نیستید ؟ این بدبخت ناراحت میشود ، میگوید من مسلمانم ، اگر مسلمان نباشم ، در مسجد گوهرشاد ، در صف جماعت چکار میکنم ؟ میگوید : اگر مسلمانی ، چرا ریشت را اینطور کردهای ؟ از همانجا سجاده را بر میدارد و میگوید این مسجد و این نماز جماعت و این دین و مذهب مال خودتان . رفت که رفت . این هم یک جور به اصطلاح نهی از منکر کردن است . یعنی فراراندن و بیزار کردن مردم از دین . برای مخالف تراشی ، برای دشمن تراشی ، چیزی از این بالاتر نیست . یک وقتی یک داستان خارجی در مجلهای خواندم . نوشته