حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤
خوب ، ولی برو قدرت را به دست بیاور ، این ، شرط وجود است ، نه شرط
وجوب . یعنی گفتهاند تا ناتوانی دست به کاری نزن که به نتیجه نمیرسی ،
ولی برو توانائی را به دست آور تا بتوانی به نتیجه برسی . حالا برایتان
مثالی ذکر میکنم :
در فقه مسئلهای مطرح است به نام " ولایت از قبل جائر " . مخصوصا در
زمان ائمه این مسئله را زیاد سؤال میکردند . میگفتند : یابن رسول الله !
این خلفا ، خلفای جور و ظلم هستند ، ما از اینها پست دولتی به اصطلاح
بگیریم یا نگیریم ؟ اسلام دستورش اینست که نه ، از اینها پست نگیرید .
ولی بعد میفرمود : اگر تو از ناحیه آنها پستی میگیری که آن پست وسیله
میشود که تو بر امر به معروف و نهی از منکر قدرت پیدا کنی ، این کار را
قطعا انجام بده . در کتب فقهی ما این مسئله مطرح است . محقق در "
شرایع " دارد ، شهید بن [١] دارند . منتهی بعضی میگویند : استحبت و
بعضی میگویند : وجبت یعنی میگویند این کاری که کمک دادن و اعانت به
ظالم است [١] ( مثلا علی بن یقطین میخواهد بشود ، وزیر هارون ظالم
ستمگر غاصب میخواهد بشود ) واجب است . یعنی این کاری که فی حد ذاته
حرام است ، اگر وسیلهای باشد برای اینکه قدرتی به دست آوری که از این
قدرت در راه امر به معروف و نهی از منکر استفاده کنی ، نه تنها بر تو
حرام نیست ، بلکه واجب است .
امام موسی بن جعفر ( ع ) راجع به محمد بن اسماعیل بن بزیع
[١] [ یعنی شهید اول و شهید ثانی رحمه الله علیهما ] .