حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨
دیگری ، صد سال ، پانصد سال بعد به شکلهای دیگری ، و بعد از هزار سال نیز
الهام دهنده نهضتها باشد . این را میگویند : « یغیروا ما بانفسهم » .
ما بچههایمان را دوست داریم . آیا حسین بن علی علیهالسلام بچههای خود
را دوست نداشت ؟ ! مسلما او بیشتر دوست داشت . ابراهیم خلیل اینطور
نبود که کمتر از ما اسماعیلش را دوست داشته باشد ، خیلی بیشتر دوست
داشت به این دلیل که از ما انسانتر بود و این عواطف ، عواطف انسانی
است . او انسانتر از ما بود و قهرا عواطف انسانی او هم بیشتر بود .
حسین بن علی علیه السلام هم بیشتر از ما فرزندان خود را دوست میداشت .
اما در عین حال او خدا را از همه کس و همه چیز بیشتر دوست میداشت ، در
مقابل خداوند و در راه خدا هیچکس را به حساب نمیآ ورد .
نوشتهاند ایامی که اباعبدالله علیه السلام به طرف کربلا میآمد ، همه
خانوادهاش همراهش بودند . واقعا برای ما قابل تصور نیست . وقتی انسان
مسافرتی میرود و بچه کوچکی همراه دارد ، یک مسئولیت طبیعی در مقابل او
احساس میکند و دائما نگران است که چطور میشود ؟ .
نوشتهاند همینطور که حرکت میکردند اباعبدالله علیه السلام خوابشان
گرفت و همانطور سواره سر روی قاشه اسب ( به اصطلاح خراسانیها ) [ یا ]
قربوس زین گذاشت . طولی نکشید که سر را بلند کرد و فرمود :
« انا لله و انا الیه راجعون ». [١] تا این جمله را
[١] سوره بقره ، آیه . ١٥٦