حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٨
پس ما بیعت میکنیم ، دیگر دم از امر به معروف و نهی از منکر هم نمیزنیم . اتفاقا قضیه بر عکس است . داغترین خطبههای امام حسین ، شورانگیزترین و پرهیجانترین سخنان امام حسین ، بعد از شکست کوفه است . اینجاست که نشان میدهد امام حسین تا چه اندازه روی عامل امر به معروف و نهی از منکر تکیه دارد و اوست که هجوم آورده به این دولت و حکومت فاسد . از نظر این عامل ، امام حسین مهاجم به حکومت فاسد وقت است ، ثائر است ، انقلابی است . بین راه دارد میآید ، چشمش میافتد به دو نفر که از طرف کوفه میآیند ، میایستد تا با آنها صحبت کند . آنها میفهمند که امام حسین است ، راهشان را کج میکنند . امام هم میفهمد که آنها دلشان نمیخواهد حرفی بزنند ، راه خودش را ادامه میدهد . بعد یکی از اصحابش که پشت سر آمده بود ، آندو را دید و با آنها صحبت کرد . آنها قضایای ناراحت کننده کوفه را از شهادت مسلم و هانی برای او نقل کردند ، گفتند : والله ما خجالت کشیدیم این خبر را به امام حسین بدهیم . آن مرد بعد که به امام ملحق شد ، وارد منزلی که امام در آن نشسته بود ، شد . گفت : من خبری دارم ، هر طوری که اجازه میفرمائید بگویم ، اگر اجازه میفرمائید اینجا عرض بکنم ، اینجا عرض میکنم ، اگر نه ، میخواهید که من به طور خصوصی عرض بکنم ، به طور خصوصی عرض میکنم . فرمود : بگو ، من از اصحاب خودم چیزی را مستور ندارم ، با هم یکرنگ هستیم . قضیه را نقل کرد که آن دو نفری که دیروز شما میخواستید با آنها ملاقات کنید ولی آنها راهشان را کج کردند ، من با آنها