حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧١
خلیفه عباسی بهم خورد که طولی هم نکشید که کشته شد ، فورا دو تا نامه نوشت ، یکی به امام جعفر صادق و یکی به عبدالله محض و هر دو را در آن واحد دعوت کرد ، گفت من و ابومسلم که تا حالا برای اینها کار میکردیم ، از این ساعت میخواهیم برای شما کار بکنیم ، بیائید با ما همکاری کنید ، ما اینها را از بین میبریم . اولا وقتی برای دو نفر نامه مینویسد ، علامت اینست که خلوص ندارد . ثانیا بعد از اینکه رابطهاش با خلیفه عباسی بهم خورده ، چنین نامهای نوشته است . نامه که رسید به امام جعفر صادق ( ع ) امام نامه را خواند ، بعد در جلو چشم حامل نامه آن را جلوی آتش گرفت و سوزاند . آن شخص پرسید جواب نامه چیست ؟ فرمود : جواب نامه همین است . هنوز او برنگشته بود که ابوسلمه را کشتند . و هنوز میبینیم خیلی افراد سوال میکنند که چرا امام جعفر صادق به دعوت ابوسلمه خلال جواب مثبت نداد و جواب منفی دارد ؟ در صورتی که ابوسلمه خلال اولا یک نفر بود ، ثانیا خلوص نیست نداشت ، و ثالثا هنگامی نامه نوشت که کار از کار گذشته بود و خلیفه عباسی هم فهمیده بود که این دیگر با او صداقت ندارد و لهذا چند روز بعد او را کشت . اگر هجده هزار نامه مردم کوفه رفته بود به مدینه و مکه ( و بخصوص به مکه ) نزد امام حسین ، و ایشان جواب مثبت نمیداد ، تاریخ ، امام حسین را ملامت میکرد که اگر رفته بود ، ریشه یزید و یزیدیها کنده شده بود و از بین رفته بود ، کوفه اردوگاه مسلمین با آن مردم شجاع ، کوفهای که پنج سال علی ( ع ) در آن زندگی کرده است و هنوز تعلیمات علی و یتیمهائی که علی بزرگ کرده و