حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٦٤
ممنونم . اینها جز با من با کسی از شما کاری ندارند . شما اگر بخواهید بروید و آنها بدانند که شما خودتان را از این معرکه خارج میکنید ، به احدی از شما کاری ندارند . اهل بیت من در این صحرا کسی را نمیشناسند ، منطقه را بلد نیستند . هر فردی از شما با یکی از اهل بیت من خارج شود و برود . من اینجا خودم هستم تنها . " چرا ؟ رهبری که میخواهد از ناراحتی و نارضایتی مردم استفاده کند که چنین حرفی نمیزند . همهاش از تکلیف شرعی میگوید . البته تکلیف شرعی هم بود و امام حسین از گفتن آن نیز غفلت نکرد اما میخواست آن تکلیف شرعی را در نهایت آزادی و آگاهی انجام بدهند . خواست به آنها بگوید دشمن ، شما را محصور نکرده ، از ناحیه دشمن اجبار ندارید . اگر از تاریکی شب استفاده کنید و بروید ، کسی مزاحمتان نمیشود . دوست هم شما را مجبور نمیکند . من بیعت خودم را از شما برداشتم . اگر فکر میکنید که مسئله بیعت برای شما تعهد و اجبار به وجود آورده است ، بیعت را هم برداشتم . یعنی فقط انتخاب و آزادی . باید در نهایت آگاهی و آزادی و بدون اینکه کوچکترین احساس اجباری از ناحیه دشمن یا دوست بکنید ، مرا انتخاب کنید . این است که به شهدای کربلا ارزش میدهد و الا طارق بن زیاد ، در جنگ اسپانیا ، وقتی که اسپانیا را فتح کرد و کشتیهای خود را از آن دماغه عبور داد ، همینقدر که عبور داد ، دستور داد که آذوقه به اندازه بیست و چهار ساعت نگه دارند و زیادتر از آن را هر چه هست آتش بزنند و کشتیها را هم آتش بزنند . بعد سربازان و افسران را جمع کرد ، اشاره کرد به دریای عظیمی که در