حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٠
هر دستهای شعار بالخصوصی داشت . جنگها معمولا تن به تن بود . دو دسته که با یکدیگر میجنگیدند ، افراد ، همه مسلح ، همه خود پوشیده ، همه زره پوشیده ، همه چکمه پوشیده ، همه شمشیر به دست و همه سپر به دست بودند و صورتشان از پائین ، تقریبا تا بینی و از بالا تا روی ابرو پوشیده بود به طوری که هر مرد مبارزی فقط چشمهایش پیدا بود . این بود که در میدان جنگ ، افراد ، کمتر شناخته میشدند . در بیرون ، هر کسی همه سر و گردنش بیرون است ، لباسها مختلف است ، افراد از دور شناخته میشوند ، ولی در جنگها به واسطه متحدالشکل بودن همه افراد ، نه تنها افراد یک سپاه از یکدیگر تشخیص داده نمیشدند بلکه افراد یک سپاه از افراد سپاه مخالف نیز تشخیص داده نمیشدند ، به طوری که ممکن بود کسی اشتباه بکند ، به جای اینکه سرباز سپاه دشمن را بزند سرباز خودی را بزند . این بود که هر قومی و هر لشکری یک شعار مخصوص به خود داشت ، جملهای را انتخاب میکردند ، که در حین جنگ احیانا آن را تکرار میکردند و شعار میدادند برای اینکه دانسته بشود که این ، جزء لشکر مثلا ( الف ) است ، و آن ، که شعار دیگری داشت ، جزء لشکر مثلا ( ب ) است . این کار لااقل این مقدار فایده داشت که افراد لشکرها اشتباه نمیشدند و کسی همرزم خودش را نمیکشت . گاهی شعارهائی که میدادند اندکی از این هم روشنتر بود ، به این صورت که آن مرد مبارزی که به میدان میرفت ،