حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ١١٠
حجم خطابههایش چقدر کم ، و حجم اعمال او چقدر زیاد بود . وقتی عمل باشد
، گفتن زیاد نمیخواهد . حسین ( ع ) در خطابهاش فریاد میکشد :
« فمن کان باذلا فینا محجته ، موطنا علی لقاء الله نفسه فلیرحل معنا
فانی راحل مصبحا ان شاء الله » [١] . هر کس آماده است که خون دلش را
در راه ما ببخشد ، هر کس که تصمیم گرفته است لقاء پروردگار را ، چنین
کسی با ما کوچ کند . ( برگردد آنکه در هوس کشور آمده است ) آنکه از جان
گذشته نیست با ما نیاید ، قافله ما ، قافله از جان گذشتگان است . در
میان از جان گذشتگان ، عزیزترین عزیزان حسین بن علی علیه السلام هست .
آیا اگر حسین بن علی علیه السلام عزیزانش را در مدینه میگذاشت کسی
معترض آنها میشد ؟ ابدا . ولی اگر عزیزانش را به صحنه کربلا نمیآورد و
خودش تنها به شهادت میرسید ، آیا ارزشی را که امروز پیدا کرده است ،
پیدا میکرد ؟ ابدا . امام حسین علیه السلام کاری کرد که یک پاکباخته در
راه خدا شود ، یعنی عمل را به منتهای اوج خود برساند . دیگر چیزی باقی
نگذاشت که در راه خدا نداده باشد . عزیزانش هم افرادی نبودند که حسین
علیه السلام آنها را به زور آورده باشد . هم عقیدهها ، هم ایمانها و
همفکرهای خودش بودند . اساسا حسین علیه السلام حاضر نبود فردی که
کوچکترین نقطه ضعفی در وجودش هست ، همراهشان باشد . و لهذا دو سه بار
در بین راه غربال کرد . روز اولی
[١] لهوف ص . ٢٦