حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٨
جوابش را بده هر چند فاسق است . میآید میبیند شمر بن ذی الجوشن است . روی یک علاقه خویشاوندی دور که از طرف مادر با عباس دارد و هر دو از یک قبیلهاند ، وقتی که از کوفه آمده است به خیال خودش امان نامهای برای ابوالفضل و برادران مادری او آورده است . به خیال خودش خدمتی کرده است . تا حرف خودش را گفت ، عباس ( ع ) پرخاش مردانهای به او کرد ، فرمود : خدا تو را و آن کسی که این امان نامه را به دست تو داده است ، لعنت کند . تو مرا چه شناختهای ؟ درباره من چه فکر کردهای ؟ تو خیال کردهای من آدمی هستم که برای حفظ جان خودم ، امامم ، برادرم حسین بن علی علیه السلام را اینجا بگذارم و بیایم دنبال تو ؟ آن دامنی که ما در آن بزرگ شدهایم و آن پستانی که از آن شیر خوردهایم ، اینطور ما را تربیت نکرده است . جناب ام البنین همسر علی علیه السلام چهار پسر از علی دارد . مورخین نوشتهاند علی ( ع ) مخصوصا به برادرش عقیل توصیه میکند که زنی برای من انتخاب کن که « ولدتها الفحوله » ، از شجاعان زاده شده باشد ، از شجاعان ارث برده باشد . « لتلد لی ولدا شجاعا » میخواهم از او فرزند شجاع به دنیا بیاید . البته در متن تاریخ ندارد که علی ( ع ) گفته باشد هدف و منظور من چیست . اما آنها که به روشن بینی علی معترف و مومنند ، میگویند علی آن آخر کار را پیش بینی میکرد . عقیل ، ام البنین را انتخاب میکند ، به آقا عرض میکند که این زن از نوع همان زنی است که تو میخواهی . چهار پسر که ارشدشان وجود مقدس اباالفضل العباس است از این زن به دنیا میآیند . هر چهار پسر در کربلا در رکاب