حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٣
موجب این عامل ، اگر آنها تقاضای بیعت نمیکردند ، ابا عبدالله هم آسوده
و راحت بود ، سر جای خود نشسته بود ، حادثه و غائلهای به وجود نمیآمد .
اما به موجب عامل سوم حسین یک مرد معترض و منتقد است ، مردی است
انقلابی و قیام کننده ، یک مرد مثبت است . دیگر انگیزه دیگری لازم نیست
. همه جا را فساد گرفته ، حلال خدا حرام ، و حرام خدا حلال شده است ، بیت
المال مسلمین در اختیار افراد ناشایسته قرار گرفته و در غیر راه رضای خدا
مصرف میشود و پیغمبر اکرم فرمود : هر کس چنین اوضاع و احوالی را ببیند
« فلم یغیر علیه بفعل و لا قول » و در صدد دگرگونی آن نباشد ، در مقام
اعتراض بر نیاید ، « کان حقا علی الله ان یدخله مدخله » [١] شایسته
است ( ثابت است در قانون الهی ) که خدا چنین کسی را به آنجا ببرد که
ظالمان ، جابران ، ستمکاران و تغییر دهندگان دین خدا میروند ، و سرنوشت
مشترک با آنها دارد . به گفته جدش استناد میکند که در چنین شرایطی کسی
که میداند و میفهمد و اعتراض نمیکند ، با جامعه گنهکار خود سرنوشت
مشترک دارد . تنها این حدیث نیست . احادیث دیگری از شخص پیغمبر اکرم
( ص ) در این زمینه هست .
حدیثی داریم که امام رضا علیه السلام از پیغمبر اکرم نقل میکند و آن
اینست : « اذا تواکلت الناس الامر بالمعروف و النهی عن المنکر » ، هر
گاه مردم ، امر به معروف و نهی از منکر را به عهده همدیگر بگذارند (
یعنی هر کس سکوت کند به انتظار اینکه دیگری
[١] تاریخ طبریج ٤ ص . ٣٠٤