حماسه حسینی 2 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩
این سه عامل از نظر ارزش در یک درجه نیستند . هر کدام در حد معینی به نهضت امام ارزش میدهند . اما مسئله دعوت اهل کوفه . ارزشی که این عامل میدهد ، بسیار بسیار ساده و عادی است ( البته ساده و عادی در سطح عمل امام حسین علیه السلام نه در سطح کارهای ما ) برای اینکه به موجب این عامل یک استان و یک منطقهای که از نیرویی بهرهمند است آمادگی خود را اعلام میکند . طبق قاعده ، حداکثر صدی پنجاه احتمال پیروزی وجود داشت . احدی بیش از این احتمال پیروزی نمیداد . پس از آنکه اهل کوفه امام را دعوت کردند و فرض کنیم اتفاق آراء هم داشتند و در عهد خود باقی میماندند و خیانت نمیکردند ، کسی نمیتوانست احتمال بدهد که موفقیت امام صد در صد است . چون تمام مردم که مردم کوفه نبودند . اگر مردم شام را که قطعا به آل ابوسفیان وفادار بودند به تنهائی در نظر میگرفتند ، کافی بود که احتمال پیروزی را صدی پنجاه تنزل دهد ، به این جهت که همین مردم شام بودند که در دوران خلافت امیرالمومنین با مردم کوفه در صفین روبرو شدند و توانستند هجده ماه با مردم کوفه بجنگند ، کشته بدهند و مقاومت کنند . ولی به هر حال ، صدای چهل یا صدی سی احتمال موفقیت هست . مردمی اعلام آمادگی میکنند و امام به دعوت آنها پاسخ مثبت میدهد . این ، یک حد معینی از ارزش را داراست که همان حد عادی است . یعنی بسیاری از افراد عادی در چنین شرایطی پاسخ مثبت میدهند . ولی عامل تقاضای بیعت و امتناع امام ، که از همان روزهای اول ظاهر شد ، ارزش بیشتری نسبت به مسئله دعوت ، به